زمینه و هدف: دیابت یکی از مهمترین چالشهای بهداشتی عصر حاضر است که با عوارض جسمی، روانی و اجتماعی متعددی همراه است و کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار میدهد. مراقبت موثر از بیماران دیابتی نیازمند رویکردی جامع است. نظریه"انسان شدن" پارسه و نظریه "انسان واحد" راجرز میتوانند چارچوبی ارزشمند برای درک عمیقتر تجربیات زیسته بیماران و ارائه مراقبتهای مبتنی بر شواهد فراهم آورند. هدف از انجام این مطالعه بررسی تجربیات موفق سالمند مبتلا به دیابت براساس نظریه پارسه و راجرز است.
مواد و روش ها : این مطالعه موردی با رویکرد کیفی در سال 1404 انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه عمیق نیمهساختار به صورت حضوری با یک خانم 67 ساله مبتلا به دیابت نوع دو در یکی از شهرهای شمال ایران گردآوری شد. مصاحبهها با راهنمایی مفاهیم نظربههای راجرز و پارسه طراحی گردید. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوای استقرایی گرانهایم و لاندمن انجام شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج 6 طبقه اصلی "سازگاری با تغییرات سبک زندگی"، "داشتن هویت اجتماعی و خانوادگی"، "خودمراقبتی"، "سیستم های حمایتی موثر"، "خود مراقبتی و پذیرش بیماری" شناسایی گردید. همچنین هر یک از این شش طبقه در هر یک از مضامین موجود در نظریه راجرز و پارسه قرار گرفتهاست.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که پذیرش بیماری و باز آفرینی معنا در تجربه زیسته بیماران میتواند به ارتقای سازگاری، احساس رضایت و رشد فردی منجر شود. بهرهگیری از چارچوبهای نظری راجرز و پارسه در مراقبت از بیماران دیابتی، میتواند راهنمای ارزشمندی برای طراحی مداخلات جامع و انسان محور باشد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عمومى دریافت: 1404/8/16 | پذیرش: 1404/11/27 | انتشار: 1404/12/10